باورم کن ای عزیز
این روز ها دوست داشتن هم جرم است و تاوان دارد
من بديدم از سر صدق
دست در دستش بنهاده بود
چون كه برايش نبود هيچ احساس غريبي
چون بشناخته بود ، او كه مهتابي بود
گشت همه هستي او
همهء هستي و مستي او
خواست ثابت كند :
عشق , نيست شوق هوسی زود گذر!!
اما به يكباره
گشت مهتاب تيره وتار
تهمت نامردي
بدنامي
تهمت بي عرضه گي و ناكامي
برگ آس دلش رفت زكف
به دو پر آس دل و خشت رقيب
بازهم باخت
چشمهایی چه خمار , خنده های چه لوند
دستهایی چه لطیف, گیسوانی چو کمند
همه گشتند رويا ...
« سيل غارتگر اومد ، زد و از خونه گذشت
پلها را شكست و برد ، خونه را ويرونه كرد »
اما در خونه دل بازهم مهرش هست
بازهم همه رويايش
مهتابي است كه شود مست
بازگيرد دست او را در دست
زير باران باهم
بشنوند فرياد سكوت
بدهند با هم سر
به يكباره در ان تاريكي شب
عشق ؛ نيست شوق هوسي زودگذر ...
**** تقديم به او كه هميشه « پايتخت درد » است ****
امشب بازهم بارون اومد ، هيچ وقت خاطره اون شب باروني را يادم نميره .
ازون شب خيلي وقته كه ميگذره ! نه ؟
نميخوام از دستت بدم به هيچ قيمتي ...
امروز رفتم دانشگاه سابقم تا با هماهنگي يكي از اساتيد ( دكتر صانعي ) سر كلاس تحقيق ايشان حاضر بشم
. از در دانشگاه كه وارد شدم از حراست گرفته تا كارمندها و حتي خيلي از دانشجوها شروع كردن به احوال پرسي با من
، كه خيلي از انها را نميشناختم . يواش يواش داشتم به خودم شك ميكردم . يه نگاه به سر تا پام انداختم ديدم نه مشكلي نيست
...
سر كلاس تحقيق تا يكي از بچه هاي كلاس كه به من سلام كرد ، سريع پرسيدم شما ورودي چه سالي هستي؟ گفت : 80 !!! گفتم : شما من را ميشناسيد !؟؟؟ گفت : مگه شما اقاي ... نيستين !؟ گفتم : اره ! چطور مگه ؟! گفت : بعد از اخراج رئيس دانشكده و يكي از اساتيد ( كه مشكل اخلاقي داشت
) ، و شما و دوستانتون پيگير بودين ، كلي تو دانشگاه معروف شده ايد و خبر نداريد !!!!!!!!!! ( البته انهم به دليل جوي كه بعد از فارغ التحصيل شدن ما ، بر عليه ما ايجاد شده بود
) . نميدونم يه حس عجيبي بهم دست داد . يه حس همراه با غرور
، براي كاري كه با همت دوستاني تو اون موقعيت خطرناك انجام داديم . گرچه اون اتفاق خيلي چيزها را براي من ثابت كرد و تجربه تلخي بود ولي اميدوارم اون دوستان و عزيزان هرجا هستن موفق و مويد باشن و از خدا بهترين ارزوها را براشون خواهانم.
هفته گذشته اولين مرحله ازمون ازمايشي موسسه مون بود ، حالا از اينكه من تاريخش را فراموش كرده بودم و روز بعد رفتم امتحان دادم كه بگذريم درصد ها و رتبه هام خيلي قابل توجه است :
| درس |
درصد |
رتبه |
| زبان عمومي و تخصصي |
8 |
5 |
| رياضي عمومي 1و2 |
8.9 |
9 |
| امار احتمال |
17.8 |
3 |
| كامپيوتر |
25 |
3 |
| تحقيق در عمليات |
6.7 |
7 |
| رتبه كل |
5 |
با اين تفاسير به نظر شما من خيلي بايد اميد داشته باشم نه ؟؟؟
تو اين شبهاي اخر ماه رمضون ازتون التماس دعا دارم ... التماس دعا ...